عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
219
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
به آن نبرد . ديگر نفى خفّت را كه بر وى گران شود و آسان نبود ؛ و هو المعنى بقوله : لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً اى لا يستقلّونه ، لأنّهم لا يقدرون عليه . و استطاعت عبادت بر قول مجمل سه ضرب است : يكى استطاعت نفسى يعنى كه معرفت دارد به عمل ، يا وى را تمكّن معرفت بود . ديگر استطاعت بدنى يعنى كه تندرست بود ، و قوّت و قدرت دارد بر اداء عمل . سديگر استطاعت بيرون از تن است ، و آن وجود آلت است ، يعنى زاد و راحله و مانند آن ، كه تحصيل عمل بىوجود آلت ممكن نشود . و چون اين هر سه مجتمع شد ، استطاعت تمام حاصل گشت . و آنچه مصطفى ( ص ) گفت : الاستطاعة الزاد و الراحلة اشارت به آن رتبت سوم كرد كه بيرون از تن است . از بهر آنكه قومى پرسيدند كه ايشان را مسافت دور بود و زاد و راحله نبود ، و به شك بودند كه فريضهء حج بر ايشان لازم است يا نه ؟ و مصطفى ( ص ) گفت : استطاعت زاد و راحله است ، چون زاد و راحله نبود فريضهء حج لازم نيايد . و زاد و راحلة آنست كه نفقهء خويش بتمامى دارد از رفتن تا باز آمدن ، با سر عيال و بقعت خويش ، بيرون از نفقت ايشان كه نفقت شان بر وى لازم باشد ، و بيرون از مسكن و خادم و قضاء ديون . و از استطاعت آنست كه راه آسان و ايمن بود بىدرياى مخطر ، و بىراهزن ، و قصد دشمن ، و بى مكس « 1 » و خفارة « 2 » و رصد « 3 » . روى ابو امامة قال قال رسول اللَّه ( ص ) : من لم يمنعه فى الحجّ حاجة او مرض حابس او سلطان جائر فمات ، فليمت ان شاء يهوديّا او نصرانيّا . قوله تعالى : وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ - كفر اين جا « جحود » است بقول ابن عباس و جماعتى از مفسّران ، و معنى آنست كه هر كه در دين حجّ فريضه نبيند بر توانا و ترك حج معصيت نبيند از توانا ، اللَّه غنى است از جهانيان ، يعنى كه تا بداند اين جاحد كه بر خود زيان كرد كه جحود آورد نه بر اللَّه ، كه اللَّه بىنياز است ؛
--> ( 1 ) مگس : خراج و خراج گرفتن و المكس الظلم ( قا ) ( 2 ) خفارة : مثلثة ، عهد و پيمان و پناه و مزد ، بدرقگى و نگاهبانى ( منتهى الارب ) ( 3 ) الرصد : السبع يرصد الوثوب كمين گاه ( قا )